
راهاندازی کسبوکار جانبی
هیچ یک،اگر به فکر شروع کسبوکاري جانبي هستيد، بايد مطمئن شويد که از لحاظ قانوني مشکلي نداريد. ممکن است راهاندازي کسبوکار ثانويه از نظر کارفرماي شغل فعليتان يا بر اساس قراردادي که امضا کردهايد، کار غيرقانونياي باشد يا حداقل نکتهاي منفي در رزومهتان محسوب شود.
بايد کاملا مشخص کنيد که ايده کسبوکار جانبيتان با منافع شرکت فعلي در تضاد نيست يا رقيب آن به شمار نم. بهتر است قراردادتان را به دقت بخوانيد و تصميم بگيريد که آيا بايد در مورد کسبوکار جانبيتان چيزي به رئيس خود بگوييد يا خير. در اين مقاله ميخواهم پنج قدمي را که بايد قبل از راهاندازي کسبوکار جانبي برداريد با شما در ميان بگذارم:
۱- قوانين شرکت خود را بدانيد.
بسياري از شرکتها قوانين سفت و سختي در مورد کسبوکار ثانويه کارمندانشان دارند. اگر در اين مورد سوالي نپرسيدهايد يا در طول مصاحبه در مورد آن صحبتي نشد، بهتر است نگاهي دقيقتر به قراردادي که امضا کردهايد، بيندازيد.
اگر هنوز مردد هستيد، يا چيزي در اين مورد در قرارداد نوشته نشده است، بهتر است از يکي از همکاران يا افراد مافوق خود که آشنايي بيشتري با قوانين شرکتي دارد، سوال كنيد. يادتان باشد که پرسيدن عيب نيست و نيازي نيست ترسي داشته باشيد.به طور کلي بيشتر شرکتها به طور شفاف اعلام نميکنند که با شغل يا کسبوکار دوم کارمندانشان مشکلي دارند. اما طبيعي است که به دليل حقوقي که به شما ميدهند، انتظار دارند اولين اولويت شما کار فعليتان باشد.
۲- متوجه توافقاتي که امضايشان کردهايد، باشيد.
زماني که شغلتان را شروع کردهايد، احتمالا يک يا چند توافقنامه را امضا کردهايد:
قرارداد کاري
قرارداد حفظ اسرار محرمانه شرکت
قرارداد عدم رقابت با شرکت
هر کدام از اين موارد را به دقت بررسي کنيد و اگر موردي برايتان جاي سوال داشت، ارزشش را دارد که از يک وکيل تجاري سوال کنيد. موفقيت آينده کسبوکار جانبيتان ممکن است به بررسي دقيق اين توافقنامهها بستگي داشته باشد. بسياري از شرکتها اصرار دارند که کارمندانشان «قرارداد عدم رقابت با شرکت» را امضا کنند. اين قرارداد به اين منظور طراحي شده که شما نتوانيد همزمان با کار در آن شرکت، کسبوکاري رقيب ايجاد کنيد.
۳- از اطلاعات اختصاصي و ثبتشده کارفرمايتان استفاده نکنيد.
يکي از چيزهايي که هرگز نبايد در هنگام راهاندازي کسبوکار دوم انجام دهيد اين است که اطلاعات تحت مالکيت کارفرمايتان استفاده کنيد.
در طول سالها دادگاههاي زيادي با عنوان شکايت و غرامتخواهي کارفرمايان براي حقوق معنوي از دسترفتهشان تشکيل شده است.
براي اين که از هر اتفاق ناخوشايندي جلوگيري کنيد، بهتر است کاملا اطمينان پيدا کنيد که حتي به صورت اتفاقي از منابع يا اطلاعات کارفرمايتان استفاده نميکنيد و ايدههايتان مستندسازي شده و شفاف هستند.
۴- همکارانتان را به کار دعوت نکنيد.
ساعات زيادي را با همکارانتان ميگذرانيد و در نتيجه روابط نسبتا خوبي با عدهاي از آنها داريد. براي همين به نظر ايده خوبي است که کسبوکار جانبيتان را با اين افراد شروع کنيد. پاسخ هميشگي من به سوال كه «آيا کسبوکارم را با همکاران يا دوستانم شروع کنم؟» اين است که بستگي به آن افراد و شرايط دارد، اما در اين مورد به روشني ميگويم که شما نبايد همکارانتان در شغل فعلي را به کار دعوت کنيد چون اين کار مانند دزديدن آنها از محل کارشان است و کارفرمايتان ميتواند به اين دليل از شما شکايت کند. البته بايد بگويم که اين کار در دنياي استارتآپها بسيار رايج است.
۵- زمان کار در شرکت فعلي را به کسبوکار خود اختصاص ندهيد.
شايد کمي دور از ذهن باشد، اما اين مورد يکي از رايجترين مشکلات مردم در راهاندازي کسبوکار ثانويه است و ناشي از مشکلاتي نظير مديريت اشتباه زمان، احساس عدم پيشرفت کافي و نارضايتي شديد نسبت به شغل فعلي است. اختصاص زماني که در ازاي آن پول دريافت ميکنيد به کسبوکار شخصيتان هيچ دردي از شما دوا نميکند. اين کار غيراخلاقي و غيرحرفهاي است و ميتواند شما را به شدت و تا پاي اخراج به دردسر بيندازد. از همه مهمتر اين است که اين کار اغلب باعث افت عملکرد شما در محيط کاري ميشود و به همين دليل دغدغههايي در مورد توانايي کاريتان به وجود خواهد آورد.