
فرمول ضروری نوشتار هیپنوتیزمی
هیچ یک، یکی از اصولی که یاد میگیرید، این است که ذهن با تصورات و توهمات تصویری و زبانی، هر دو به یک شکل فریب میخورد. احتمالا با توهمات تصویری و دیداری آشنا هستید. وبسایتها و کتابهای بسیار زیادی وجود دارند که تصاویری را نشان میدهند که به شکلهای مختلف دیده میشوند. یک تصویر مشهور، عکس پیرزنی است که اگر کمی به آن خیره شوید، ناگهان تصویر نیمرخ زن جوانی را در آن میبینید. شما در این تصویر کدام را میبینید- زن جوان یا پیرزن را؟هر دو در این عکس وجود دارند.یا حتی تصاویری که به نظر میرسد در حال حرکت هستند، اما اصلا اینطور نیست. این ذهن شماست که فریبتان میدهد. اینها توهمات دیداری هستند.به هر حال کلمات هم نوعی تصویر هستند.
مثلا ثابت شده است که اگر در متنی، حروف کلمات جابهجا شده باشند و فقط حروف اول و آخر هر کلمه درست باشد، باز هم ذهن میتواند آن کلمه را به درستی تشخیص دهد. شگفتآور است، نه؟
من تشویقتان نمیکنم که کلمات را اشتباه هجی کنید و بنویسید یا مردم را فریب دهید.من فقط دارم یک اصل و یک قانون را به شما نشان میدهم. ذهن شما آسیبپذیر است؛ میتواند چیزهایی را ببیند که وجود ندارند و در عین حال چیزهایی را که وجود دارند، نبیند. این اطلاعات مهمی است که باید در نظر داشته باشید. این همان موضوعی است که شعبدهبازها با آن ما را فریب میدهند. حالا این راز چطور میتواند در نوشتن متن ایمیلهای تبلیغاتی، نامههای فروش و متنهای وبسایت به شما کمک کند؟جواب این است: شما میتوانید آگاهانه کلماتتان را طوری کنار هم بچینید که افراد و خوانندهها جای خالی را پر کنند. به بیان دیگر، میتوانید کمکشان کنید تا خود را در حال خرید محصول شما تصور کنند، بدون اینکه مستقیما از آنها درخواست خرید کنید.این راه نوشتار هیپنوتیزمی است.این مثال ساده را در نظر بگیرید:
«تصور کنید در جاده دارید این ماشین پرشتاب را میرانید.»
در ذهنتان چه تصویری دیدید؟
به احتمال زیاد یک ماشین اسپرت دیدید.
اما چرا ماشین اسپرت؟
کلمه «پرشتاب» ذهن شما را به سمت این تصویر هدایت کرد.این تصویر از ذهن شما آمد، نه از ذهن من. من فقط سرنخی دادم که ذهنتان از آن این نتیجهگیری را کرد. ذهن اینطوری کار میکند. همچنین میتوان در متن، قبل از جمله اصلی، آن کلمه موردنظر را به نوعی به کار برد. به این ترتیب، آن کلمه در ناخودآگاه شما کاشته و آماده میشود و وقتی که به جمله اصلی میرسید، کلمه موردنظرتان به نوعی دمدست ذهنتان است.
کوین هوگان، نویسنده کتاب «روانشناسی متقاعدسازی»، میگوید باید بتوانید کاری کنید که مخاطبتان خود را در حال استفاده از محصول شما ببیند؛ در این صورت برنده شما هستید. نکته کلیدی این است که خودشان را در حال استفاده از آن محصول تصور کنند.بگذارید یک نمونه دیگر را برایتان توضیح دهم: وارد صفحه اصلی سایت MSN شدم و این عنوان را دیدم: «لپتاپ فراری را ببینید.» از آنجا که عاشق ماشینهای اسپرت هستم، کلیک کردم و در کمال تعجب، به جای دیدن ماشین فراری، یک لپتاپ دیدم. ذهن من کلمه فراری را دیده بود و به کلمه قبل آن یعنی لپتاپ توجهی نکرده بود.
از این نمونهها فراوان هستند. گاهی در انگلیسی از کلمات مشابهی که هجی متفاوتی دارند، استفاده میکنیم و کلمه موردنظر خود را به ذهن خواننده القا میکنیم. این روش باعث انتقال موضوع موردنظر به ذهن خواننده و برقراری ارتباط میشود. هدف این است که شما کنترل کنید چطور خواننده، قطعات پیشنهاد شما را در ذهنش کنار هم میچیند. اینکه چه میگویید و چطور میگویید، تصویری در ذهنش خلق میکند که به واقعیت آنها تبدیل میشود.
وقتی نوجوان بودم، پدرم به طاسبودن خودش افتخار میکرد؛ میگفت «در خیابان شلوغ چمن رشد نمیکند». با این حرفش این ذهنیت را در من به وجود آورده بود که افراد طاس اهل فکرکردن زیاد هستند. ولی یک روز، یک نفر به او گفت: «چمن در سیمان هم رشد نمیکند.»این توصیف جدید، یک تصویر جدید را در ذهن من ایجاد کرد.حالا واقعیت کدام است؟هر دو درست هستند.وقتی که متن هیپنوتیزمی مینویسید، حواستان باشد که ذهن خواننده را به کجا میکشانید. نحوه توصیف شما از پیشنهاد، قیمت یا محصولتان، تعیینکننده تصور آنهاست و تصور آنها همان واقعیتشان است.
سرانجام، فرمول ضروری نوشتار هیپنوتیزمی
حالا که اصولی را درباره فلسفه و روانشناسی نوشتار هیپنوتیزمی یاد گرفتید، میخواهم فرمول اختصاصی خودم را برای نوشتن متنهای تبلیغاتی ارائه کنم. اسم این فرمول را استراتژی نوشتار هیپنوتیزمی جو ویتالی گذاشتهام. شما با این فرمول میتوانید متنهایی را بنویسید که خواننده را هیپنوتیزم کند.
آمادهاید؟
اینها گامهای کلی هستند:
1- قصد: هدایت ذهن
2- تحقیق: تغذیه ذهن
3- خلق: رهاکردن ذهن
4- بازنویسی: تیزکردن ذهن
5- تست: تربیت ذهن