
شانس سراغ چه کسانی میآید؟
هیچ یک،دوست دارم یادداشتم را با یک داستان شروع کنم. من در کلاردشت زندگی میکنم که جای بسیار زیبایی است. یکی از عزیزانی که مسئول باغ است، به من گفت: «آقای معظمی، باید کمکم به فکر کود باشیم. باید روی زمینها کود بریزیم که در طول زمستان، سرما و تغییرات شیمیایی باعث تجزیه کودها بشوند، خاک غنی شود، درختان در بهار، شکوفههای بیشتری بدهند، در تابستان، میوههای بیشتری داشته باشیم و در پاییز، میوههای بیشتری را برداشت کنیم.» وقتی این مطلب را شنیدم، به ذهنم رسید که چرا با مزرعه ذهنمان همین کار را نکنیم؟! ذهن ما مانند مزرعه است؛ چیزی را درو میکنیم و نتیجهای را در زندگی به دست میآوریم که قبلا کاشتهایم. چه باوری داشتهایم؟ چه فکری در سرمان بودهاست؟ چه ایده و هدفی داشتهایم؟ چه عادتهایی داریم؟ اینها باعث میشوند ما در پاییز که وقت میوهچینی است، نتایج زندگیمان را ببینیم؛ یا در بهار، گلهایش و در تابستان، برگهایش را ببینیم.پیشنهاد من به شما این است: با آغاز مهرماه، همانطور که بچهتان یا بچه فامیلتان به مدرسه میرود، شما هم آغاز کنید؛ برای غنیساختن ذهنتان تلاش کنید. کود بدهید، مواد غذایی بدهید، چیزهایی که ذهن شما را پرورش میدهند. این مزرعه را آماده کنید که وقتی فرصتها، که ما به آنها شانس میگوییم، میرسند، سریع رشد کند. بذرهایی که در بیابان رشد میکنند، از طريق هوا، حیوانات و …، پراکنده میشوند؛ یعنی تقریبا هر زمینی این شانس را دارد که بذر را دریافت کند؛ اما چرا بعضی از زمینها سبز میشوند؟ چرا بعضیها مرغزار یا جنگل میشوند؟ شرایطشان آماده است. فقط آب نیست، خاک هم مهم است. اگر در یک جزیره دارای سنگهای آتشفشانی باشید که هنوز فرصت تجزیه و تحلیل برای خاک به وجود نیامده باشد، هیچ بذری در آنجا رشد نمیکند؛ ولی همان خاک، چندصد سال بعد، مستعد رشد بذرهاست.ذهنمان را مستعد کنیم. زندگیمان را آماده کنیم. خوششانس کسی است که زمینه دارد، وگرنه آن موقعیت برای من و شما هم پیش میآید؛ چرا او پولدار میشود؟ چرا خوشحالتر میشود؟ چرا همسر و فرزندان خوبی دارد؟ و من ندارم. شاید مهمترین دلیلش این است که او آماده است. بیاییم در آغاز پاییز، ذهن و وجودمان را برای موفقیت آماده کنیم. این کار طول میکشد. مطالبی که میخوانید، دورههایی که میگذرانید، درسهایی که برمیدارید، کتابهایی که میخوانید، برنامههایی که نگاه میکنید، تمام اینها ذهن شما را آماده میکند؛ و اینها زمان میخواهد. ذهن بشر حداقل سه تا پنج سال طول میکشد تا چیزی را به طور کامل باور کند. ما بااستعدادترین بچههای جهان را هم داشته باشیم، اگر بخواهد پزشک شود، تقریبا 12 سال طول میکشد. تازه تجربه و مهارت هم زمان خودش را میبرد. این پزشک 10، 15 سال کار میکند و یک پزشک حاذق میشود؛ چرا؟ زمان لازم دارد. این زمان را حرام نکنیم؛ این عمر ماست. اگر شما امروز آماده باشید و آبیاری و کوددهی زمین را انجام دهید، با گذر زمان آنها تجزیه شده و در ذهن شما مینشینند.
به صورت مداوم یک برنامه میبینید، یک کتاب میخوانید، یک شخص را میبینید، ذهن شما اینها را جذب میکند و به سرعت بارور میشود. ما در مکتب کمال، آموزشهایمان را به سه گروه تقسیم کردهایم؛
1- تئوری؛ یعنی شما مطلبی را از من یا اساتید میخوانید، یا در همایشی شرکت میکنید، فرصت دارید تا آن مطلب را بشنوید، ببینید یا بخوانید.
2- کارگاه؛ در کارگاه، شما بیشتر در کارهای اجرایي درگیر میشوید، حتی گاهی خودتان اجرا میکنید. مثلا در «شخصیت آهنی»، شما خودتان صحبت میکنید. درست است که خوب صحبت نمیکنید، از شما انتقاد میکنند و قلبتان تند میزند، ولی دارید تمرین میکنید و این تمرین، ایستگاههایی را در ذهن شما میسازد که میتوان موفقیتهای بعدی را روی آنها ساخت.
3- کوچینگ؛ ما از سال 1388 تقریبا کوچینگ را وارد کارهایمان کردهایم؛ ولی خیلی تدریجی و آرام، چون هنوز تئوری نداده بودیم و کارگاه نداشتیم ولی آرامآرام از گروههای خاصی شروع کردیم؛ من برای تعدادی از پزشکان، ورزشکاران، مدیران عالیرتبه و… مربي بودم. در کوچینگ شما خواهید توانست این مطالب را به کمک یک مربي، پیاده کنید. گام اول این است که شما آماده باشید؛ چه بخواهید در کارگاه شرکت کنید، چه بخواهید تئوریاش را یاد بگیرید، چه بخواهید تربيت شوید، باید آماده باشید.
اول مهرماه بچههای ما به مدرسه میروند. این بچههایی که ما شاید امروز جدیشان نگیریم، فردا وزیر، وکیل، سیاستمدار، نویسنده، هنرمند، شاعر، نقاش و… هستند؛ اینها آدمهایی هستند که آینده سرزمین ما را میسازند. چگونه؟ با آموزش، تمرین، حوصله و زمان. حالا همین کار را برای کودک درون خودمان بکنیم. من به شما پیشنهاد میکنم از اول مهرماه تا پایان اسفندماه، یک برنامه مدون برای خودتان تهیه کنید. این برنامه باید بر اساس نیازهای شما باشد؛ بهتر است به چرخ زندگی، در وبسایت یا اینستاگرام ما، مراجعه کنید. شش منطقه هستند که باید روی آنها کار کنید؛ موفقیتهای فردی، خانوادگی، موفقیتهای اجتماعی، کسبوکار و ثروت، معنویت، تندرستی و روان سالم. شما باید بتوانید در این شش زمینه کار کنید تا چرخ زندگیتان گرد شود، خوشحال باشید، بدرخشید و از زندگیتان لذت ببرید.بر اساس این چرخ زندگی که رسم میکنید، شش ماه را به دو تا 90 روز تقسیم کنید، و در هر 90 روز، دستکم به سه هدف خود برسید. ما هم در کنار سایر استادان و کسانی که کمک میکنند، آمادهایم تا به شما یاری برسانیم و به بهترین وجه ممکن، مزرعه ذهنتان را برای بذرهای موفقیت آماده کنیم؛ بذرهای موفقیتی که بینهایت در هوا پراکندهاند. ذهنهای ما، مزرعههای ذهن ما، آماده نیستند و متاسفانه نمیتوانند از این فرصتها استفاده کنند. شما استفاده کنید. آغاز مهرماه را شادباش میگویم.
«بهترین دوستان ما، موفقترینشان هستند. ما دوست داریم که شما موفقترین ایرانیها باشید.»